ترجمه:
چون به تک تک ضربان قلبم گوش میدم
چون به قلب- قلب- قلبم گوش میدم
اگه نتونم بدستت بیارم مهم نیست چقدر سخت تلاش کنم
تو اون که می خوام نیستی، احساس میکنم گدا م
من- من نمی تونم بذارم اینطوری بری، این خفه کننده ست
و من نمی دونم چیکار کنم
چرا...چرا...
قبل از صبح...قبل از صبح...
قلبم غرقش نشده
قبل از صبح...قبل از صبح...
می خوام بدستت بیارم مهم نیست چی بشه
اون لبها عشق رو نجوا می کردن
اون چشمایی که اتفاقا بسته بودن
از اطراف به طرف قلب من پرواز می کنن، من
اونجا کنارت خواهم بود
فقط به نگاه کردن بهت عادت کردم
دور و برت مردد ایستادم، احساس می کنم گدا هستم
حالا می خوام بیخیال همه چی بشم، و این نفسمو بند میاره
و نمی دونم چکار باید بکنم
چرا...چرا...
قبل از صبح...قبل از صبح...
قلبم غرقش نشده
قبل از صبح...قبل از صبح...
می خوام بدستت بیارم مهم نیست چی بشه
بدون اینکه بدونم دنبال سایه تو راه افتادم
شاید کم کم دیوونه تر بشم
(چون به تک تک ضربان قلبم گوش میدم)
توی چشمای من که همه چیو رو به تاریکی می بینه،
تو تنها کسی هستی که می درخشه
(چون
من به قلب- قلب- قلبم گوش میدم)
قبل از صبح...قبل از صبح...
می ایستم قلب از اینکه خیلی دیر بشه
می خوام آخرش تو رو داشته باشم مهم نیست
چی بشه
(قبل
از صبح)
چشماتو ببند، ذهنتو ببند، راهت پشت یه پرده پنهان شده
می خوام تو رو از آینده که توی راز پیچیده شده حفظ کنم
به خاطر این، تو باید منو دوست داشته باشی
محکم می ایستم پس نمی تونی بری
بدستت میارم پس لازم نیست گریه کنم
مهم نیست چند بار منو پرت کنی عقب،
یا چقدر مانع از این بشی، هیچوقت نمی ذارم بری